تنها عشق واقعی خدا

پیام های کوتاه

خدایا دوستت دارم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۴:۳۱
قلب عشق

خدایا این تو خیلی کارا دارم

خیلی کارا دارم که باید با هم انجام بدیم

در روم باز نمیکنی؟

تو هم از دستم خسته شدی؟

بیا دوباره بازی کنیم ...

تو هنوزم دوستم داری مگه نه؟

بزار مثه قبلنا بشم

قلبمو مثه قبلا کن

خسته شدم از اینجوری بودن

میخوام بازم با خودت باشم

خودمو خودت


راستی واسه دیدن خانومم و بیشتر فهمیدن در موردش شکرت

دلم واست تنگ شده

میخوام مثه قبلنا درکت کنم خدا جونم

درُ باز کن ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۴:۲۰
قلب عشق

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند

به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند... نخند

به حجت هایی نخند که پشت شهرداری می ایستند تا هر کس و ناکسی را پشت موتورشان سوار کنند فقط به خاطره احتیاج !

به دستان حجت نخند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم میکند...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۴۱
قلب عشق

کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده بود. باد شدیدی می‌آمد، نزدیک غروب بود، هوا کم کم داشت تاریک می‌شد. آسمان نم نم داشت به حال مردمان گریه می‌کرد. باد که می‌آمد چادرش در باد موج نمی‌خورد، چادرش را هم هر چه محکم تر می‌گرفت ماشینی رد نمی‌شد. در همین حال سه تا دختر دیگر هم آمدند و منتظر تاکسی ایستادند، لباس‌هایشان مناسب نبود، حتی باران هم باعث این نمی‌شد که شالهایشان را کمی بسته‌تر به سر کنند؛ هر چند لحظه یکبار باد باعث کشف حجابشان می‌شد و آن‌ها با بی‌رغبتی دوباره شال‌ها را به سرشان می‌کشیدند. چند لحظه‌ای نگذشته بود که یک ماشین ترمز کرد و دخترها با خنده و ناز سوار ماشین شدند.
بانوی مشکی‌پوش ماند و خیابان و اشک‌های آسمان. بعد از چند دقیقه تاکسی آمد، پیرمرد با مهربانی او را بابا خطاب می‌کرد و از اوضاع زمانه برایش می‌گفت. تعریف می‌کرد که خانم‌ها با بی‌حجابی، امنیت را از خودشان و جامعه گرفته‌اند.
می‌گفت که در بزرگراه که می‌آمده یک ماشین که سرنشینانش دو پسر و سه دختر بوده‌اند چپ کرده، انگار که پسرها قصد ربودن دخترها را داشته‌اند و دخترها هم حجاب مناسبی نداشته‌اند. از آن به بعد بانوی مشکی پوش چادرش را محکم‌تر بغل می کرد. و با دقت بیشتری به کلام شهید مطهری می‌اندیشید که فرموده بود: حجاب مصوونیت است نه محدودیت.

منبع:رهروان ولایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۴۴
قلب عشق

خدایا دلم گرفته

من در این حد تغییر کردم

خدایا من هنوز همون انسان جایز خطای 9 ماه پیشم

هنوزم دارم به همون چیزا فکر میکنم

نمیدونم چجوری متوقفش کنم

فقط کمکم کن خدایا

نمیخوام بخاطر افکارم دوباره به کسی آزاری برسونم

فقط کمکم کن دیگه به اینا فکر نکنم

الهی کمکم کن

حس دیوونگی بهم دست میده

حس عقب موندگی دارم

نمیخوام بازم شروع کنم به اون کارای پا در هوا

کمکم کن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۲۸
قلب عشق



آفرینش را می توان به دو گونه در نگاه آورد

یکی همچون آینه که چهره آفریدگار در آن هویدا است و

یکی همچون
ابر که چهره خورشید

را پنهان می کند اگرچه از فروغ او همه بهره می گیرند .



دکتر حسین الهی قمشه ای
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۵۷
قلب عشق

هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم
"لطیف " را دوست تر دارم
که یاد ابر و ابریشم و عشق می افتم
خوب یادم هست از بهشت که آمدم
تنم از نور بود
و پر و بالم از نسیم
بس که لطیف بودم
توی مشت دنیا جا نمی شدم
اما زمین تیره بو د و کدر بود و ..........
حالا تنها یادگاری ام از بهشت و ازلطافتش
چند قطره اشک است که گوشه ی دلم پنهانش کرده ام
گریه نمی کنم تا تمام نشود
می ترسم بعد از آن از چشم هایم سنگ ریزه ببارد....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۵۶
قلب عشق

خداوندا سراسر نیازم و تو بی‌نیاز

وجودم سیاه است و تو پاک و ناب

...

ترسم از این است ای یکتای بی‌نیاز

گناهانم حائل شوند

هوس‌ها و امیال دنیوی وجودم را پر کنند

آنگاه به چشم تو بنده‌ی مترود گردم

و با کوله‌باری از گناه و کیسه‌ای پر از نیازمندی

تنها و بی‌کس در منجلاب دنیا فرو روم

دست‌گیرم باش ای بی‌نیاز

...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۵۵
قلب عشق
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۵۳
قلب عشق


۱_ یک تمایل زیاد برای اینکه هر چیز خودش اتفاق بیفتد نه اینکه آن را وادار به اتفاق افتادن بکنیم.
۲_ داشتن تبسمى دلنشین و آرام.
۳_ احساس وصل بودن به دیگران و طبیعت.
۴_ حس عمیق سپاس گذاری نسبت به جهان.
۵_ تمایل به تفکر و عمل کردن به جای عملکرد شرطی شده از روی ترس که بنا به تجربیات گذشته است.
۶_ توانایی صحیح لذت بردن از هر لحظه.
۷_ توانایی کنترل نگرانی ها.
۸_کنترل نشدن توسط دیگران .
۹_ تفسیر ی مواجه نشدن با اعمال دیگران.
۱۰_ دوری از زود قضاوت کردن دیگران.
۱۱_ رها کردن انتقاد از خود و قضاوت از خویشتن.
۱۲_ به دست آوردن توانایی عشق ورزیدن همه ی جهان و همه کس بدون هیچ توقعی.

شاهرخ مسکوب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۵۳
قلب عشق